| Tazkereh - Articles by Sayyed Mohsen Mousavi | |||
|
|||
|
|
|
آنچه در يادداشت اخير دانشمند محترم جناب آقاي انصاري در نقد بر آقاي دکتر کديور آمده، براي من موجب پرسشي در تعريف معناي غلو شد. در يادداشت ايشان اين مضمون آمده است که آقاي کديور با ارائه تصويری غيرتاريخی و ايدئولوژيک از نظريه علمای ابرار و استوار بر اساس مفهومی کشدار و محکي برساخته، آن را به معنی عدم پذيرش اوصاف فوق بشری امامان دانسته و اين نظريه را به دانشمندان سلف شيعه نسبت می دهند. با تأمل در اين نکات و در جستجوي پاسخ به اين سؤال که آيا تعريف غلو و مرز انديشه اعتدالی و انديشه غاليانه شيعی چيست و اين که عقيده اکثريت شيعيان امامی در سده های نخستين چه بودهاست؟، به کتاب آقاي دکتر مدرسي ـ که از جمله منابع اصلي بحث آقاي دکتر کديور هم هست ـ براي چندمين بار مراجعه کردم. بهياد ميآورم که جناب آقاي انصاري در توصيف کتاب آقاي دکتر مدرسي تحت عنوان «تحقيق نمونه»، چنين گفتهبودند: « کتاب دکتر مدرسی نمونه يک کار بزرگ و محققانه است که هم مبتنی بر تتبع و تحقيق آگاهانه است و هم در آن از آميختن مسائل و در افتادن در خلط موضوعات و ارائه "نظريه" پردازی های بزرگ اما بی دليل و ايدئولوژيک زده خودداری شده است. کتاب بنابراين در کنار ديگر فوائد آن نمونهای است مهم برای درک درست شيوه و مهندسی تحقيق. » بهنظر ميرسد مطالبي که آقاي دکتر مدرسي در پاسخ به چنين پرسشهايي آوردهاند، شباهت بسياري دارد با آنچه جناب آقاي انصاري آنها را از جانب آقاي کديور مخدوش و قابل نقد يافتهاند. يعني به گمان من آقاي مدرسي هم، غلو را به معناي «قول به صفات فوق بشري در مورد ائمه عليهم السلام» گرفته و نظريه علماي ابرار را هم در نفي چنين عقايد غاليانه، به اکثريت شيعيان متقدم قابل انتساب دانستهاند. نمونههايي از کلام آقاي دکتر مدرسي در اين باب چنين است: · از همان زمان که گرايشهاي غاليانه به جامعه شيعه امامي رخنه کرده و اندک اندک برخي از شيعيان را به خود جلب مينمود، بسياري از شيعيان و اصحاب ائمه اطهار به شدت با نسبت هر گونه صفات فوق بشري به آنان مخالف بوده و بر اين نکته تأکيد ميکردند که آنان فقط دانشمنداني پرهيزکار (علماء ابرار) بودهاند. [مکتب در فرايند تکامل،حسين مدرسي طباطبائي، تهران، کوير، 1386؛ ص 73] · شهيد ثاني در حقائق الايمان ميگويد که بسياري از ائمه اطهار و شيعيان متقدم، آنان را تنها علماي ابرار ميدانستهاند و حتي قائل به عصمت آنان هم نبودهاند. بحرالعلوم در رجال خود اين نظر را به اکثريت شيعيان متقدم نسبت ميدهد. [ص 75 – پاورقي 1] · علماء قم تصميم گرفتند که هر کس را که به ائمه نسبت امور فوق بشري بدهد، به عنوان غالي معرفي و چنين کسان را از شهر خود اخراج کنند... اين داستان نشان ميدهد که شيعيان قم در آن زمان فرقي ميان دو مفهوم غلو و تفويض و ميان دو گروه غلات و مفوضه نميگذاشتند و معتقد بودند که تمام کساني که ائمه را موجودات فوق بشري ميدانند، مسلمان و اهل صوم و صلات و ساير عبادات نيستند. [ص 83-84] · در اين ميان خط سومي هم وجود داشت که اکثريت افراد عادي جامعه شيعه و بسياري از راويان حديث از آن پيروي ميکردند ... ائمه اطهار بر اساس رواياتي که در دست است، خود همواره و با شدت، غلات و عقايد آنان را محکوم کرده و انتساب هر گونه جنبه فوق بشري به خود را رد مينمودند.[ص 87-88] · دانشمندان حوزه قم که در اين دوره عاليترين مقام و مرجع علمي جامعه شيعه بودند، تا پايان قرن چهارم با قدرت و شدت ضد مفوضه باقي مانده و با انتساب هر گونه وصف فوق بشري به ائمه برخورد سخت ميکردند... آنان همچنان راويان رواياتي را که چنين صفات فوق بشري را به ائمه استناد ميداد، غير معتمد دانسته و روايت و نقل چنان مطالب را نامشروع ميشمردند.[ص 93-94]
ارسال شده توسط سيد محسن موسوى در تاريخ دوشنبه 20 خرداد 1387 ساعت 8:36 بعدازظهر (تعداد نظرات : ۱)
آن چه در ادامه ميآيد مقدمهاي است در معرفي مرحوم کليني و کتاب کافي او که با اقتباس از برخي دروس رجالي حضرت آيت الله شبيري زنجاني و گويا به اشراف دانشمند محترم سيد محمد جواد شبيري تدوين و در بخش اطلاعات جانبي نرمافزار درايةالنور منتشر شدهاست. من خود مدتها در اين برنامه مستنداتش را جستجو ميکردم تا اين که به صورت تصادفي به آن برخوردم. بهنظرم رسيد که شايد دسترسي به اين اطلاعات مفيد که ظاهراً جاي ديگري هم نيامده است، چندان آسان نباشد و انتشار اينترنتي آن براي علاقمندان پژوهش در حديث شيعه و به ويژه کتاب کافي، خالي از فايده نيست. مأخذ مطالب ذيل چنين است: نرمافزار دراية النور – نسخه 2/1 – مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي
ارسال شده توسط سيد محسن موسوى در تاريخ شنبه 25 اسفند 1386 ساعت 5:38 بعدازظهر (نظر بدهید)
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت آري به اتفاق جهان ميتوان گرفت افشاي راز خلوتيان خواست کرد شمع شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت خواهم شدن به کوي مغان آستين فشان زين فتنهها که دامن آخرزمان گرفت مي خور که هر که آخر کار جهان بديد از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت حافظ مدتي بود که از ميان رهاوردهاي آقاي طباطبائي از نمايشگاه کتاب تهران عنواني در ذهنم مانده بود: «الروحانية في أرض النبلاء: کيف أثرت إيران في أديان العالم» (ريتشارد فولتز، الدار العربية للعلوم – ناشرون، بيروت، 1428ه - 2007 م) و هر روز از کنارش با گوشه چشمي ميگذشتم. هر چند به ياد ميآوردم که همانجا ايشان از جنجالي بودن اين کتاب و گزارش بي بي سي فارسي دربارهاش برايم گفته بود<!--[if !supportFootnotes]-->[1]<!--[endif]-->. تا اين که در شماره پيشين نشريه «اطلاعات حکمت و معرفت» مصاحبهاي خواندم با آقاي ريچارد فولتس. با نگاهي گذرا به محتواي مصاحبه، به دعاوي غريب و تأمل برانگيزي برخوردم. مثل اين که ايران در مسير جاده ابريشم با تزريق مضامين و عناصر اديان باستاني خويش باعث تغيير در آموزههاي اديان يهود و مسيحيت و اسلام شده و في المثل انديشه رستاخيز و وعده پاداش و تقابل خير و شر در عالم از انديشه ايراني به يهوديان در بند هخامنشيان، و از آن جا به مسيحيت و سرانجام به اسلام رسيدهاست. اين امر باعث شد که به سراغ کتاب بروم. مرور کتاب سؤالات و ابهامات بيشتري در ذهنم ايجاد کرد. ديدم بيفايده نيست اگر اين موارد را با خوانندگان گرامي هم در ميان بگذارم. <!--[if !supportLists]-->1- <!--[endif]-->اين ترجمه عربي تصادفا با حمايت مالي (و پرداخت کليه حقوق به ناشر و مؤلف متن اصلي) توسط بنياد نکست پيچ (Next Page Foundation) در قالب پروژه ترجمههاي جنوب ـ جنوب (South-South Translations) و به قلم بسام شيحا (شخصي گمنام و گويا با نامي مستعار)به انجام رسيدهاست. بنياد نکست پيج بوداپست، وابسته به مؤسسه جامعه باز (Open Society Institute) متعلق به آقاي جرج سوروس، سرمايه دار يهودي مجار تبار آمريکايي است که اين روزها بر سر ماجراي دستگيري و اعترافات همکارانش در ايران در رسانهها و محافل دربارهاش بسيار گفتند و نوشتند. اين کتاب نخستين عنواني است که از 7 عنوان برگزيده دور اول<!--[if !supportFootnotes]-->[2]<!--[endif]--> اين پروژه منتشر ميشود. بنياد نکست پيج با ادعاي ابتکار در ارتقاي کيفي ترجمه و نشر کتاب، پس از مطالعات مفصل در باب ذهن و ذائقه کتابخواني عرب زبانان و ارزيابي آماري نمايشگاههاي کتاب کشورهاي عربي<!--[if !supportFootnotes]-->[3]<!--[endif]--> ، براي هموار ساختن شاهراه فکر و فرهنگ از ميراث سرزمينهاي ثروتمند به دنياي عرب ، اين عناوين را برگزيدهاست. لابد اين پروژه هم همچون ديگر اقدامات جورج سوروس، اين مصلح کل، در راستاي بهداشت عمومي و پرورش گوسفند درکشورهاي عربزبان برنامهريزي شدهاست. <!--[if !supportLists]-->2- <!--[endif]-->از باب اتفاق، متن اصلي کتاب را انتشارات وان ورلد (OneWorld) در سال 2004 ميلادي منتشر نمودهاست(Spirituality in the Land of the Noble: How Iran Shaped the World's Religions ). اين بنگاه انتشاراتي را آقاي نوين دوستدار (Novin Doostdar) با همکاري همسرش ژوليت مابي (Juliet Mabey) به سال 1986 در آکسفورد تأسيس کردهاست. ايشان يکي از چهرههاي سرشناس بهايي است و سمت و سوي فعاليتهاي اين بنگاه انتشاراتي نيز (همچون نامش که دعوي وحدت جهاني آدميان است) علاوه بر عناوين بسياري در آثار بهايي، دقيقاً در راستاي آموزهها و اهداف بهاييت جهتگيري شدهاست. <!--[if !supportLists]-->3- <!--[endif]-->باز هم تصادفاً آقاي فولتز در سپاسگزاريهاي مقدمه کتاب از آقاي موجان مومن<!--[if !supportFootnotes]-->[4]<!--[endif]--> (moojan momen)، نويسنده شناخته شده بهايي که اثري معروف<!--[if !supportFootnotes]-->[5]<!--[endif]--> هم درباره شيعيان دارد، در کنار نويسنده ايراني مشهور ديگري منسوب به لابي بهاييت و تعدادي از همکاران همين آقا در ايرانيکا نام ميبرد. <!--[if !supportLists]-->4- <!--[endif]-->از قضاي روزگار آقاي فولتز هنوز از راه نرسيده و گرد راه ننشانده، در نخستين بندهاي مقدمه کتاب، بهاييت را با تأکيد بسيار، مدرن ترين و برترين اديان جهان ميشمارد. وي آورده است:
«أخيراً هناک الدين البهايي، وهو اعتقاد ديني عصري بدون أدني شک، لأن مقاربته العالمية، وأکثر من ذلک محاولاته للاندماج مع الثقافات الأخري تتفوق علي کل ما سبقها من أديان. »<!--[if !supportFootnotes]-->[6]<!--[endif]--> (ص 10). وي در ادامه (و لابد از باب دفع دخل مقدر)، تنها ريشههاي بازمانده ايراني در اين آيين زمينگير را باغهاي به سبک ايراني بهاييان در عکا و حيفاي اسرائيل ميداند. نويسنده در مطاوي اثر فانتزي خويش جا به جا در کار دادخواهي جمعيت در بند و ستمديده بهايي ميرود و با صغري کبري چيدني دراز دامن و استناد به گزارشهاي آمريکايي حقوق بشر از فلان بهايي ايراني که نتوانست با مطلوبهاش رسما ًازدواج کند يا در مدرسهاي راهش ندادند، سخن ميگويد. وي با لحني موهن رفتار حکومت ايران را در مواجهه با بهاييت خنده دار و مسخرهآميز مينامد و استقرار صرفاً تصادفي مراکز بهايي را در اسرائيل از جمله مستمسکات مضحک ايرانيان در توهم افسانه معاضدت صهيونيسم، بريتانيا و بهاييت ميشمارد. <!--[if !supportLists]-->5- <!--[endif]-->صد البته که معهود نيست در کتابهاي داستان ( ولابد در ژانر علمي- تخيلي)، وقايع و نظرات و حکايات را مستند کنند. هم از اين روست که در اين کتاب، در بحث از اديان جز توضيح پارهاي تعابير و لغات، ارجاع به چند مرجع عمومي براي مطالعه بيشتر بسنده است. هر چند آقاي فولتز خود در مصاحبه با اطلاعات حکمت گفتهاند که پس از ساليان سال که دور از خانه و کاشانه در کار موسيقي و طرب بوده<!--[if !supportFootnotes]-->[7]<!--[endif]-->، بر حسب اتفاق آشنايي با چند دانشجوي ايراني سر از دانشگاه و زبان فارسي و زبانشناسي کاربردي درآوردهاند و هم اکنون هم خيلي سريع از موضوعي خسته و دلزده شده و به بابي متفاوت ميپردازند (هم اکنون حيوانات و محيط زيست). اين همان شکيبايي، دقت و تخصصي است که در پژوهش علمي لاجرم است و ايشان لابد از باب قوت قوه حدس و لطف سخن خداداد دفعتاً نفس الأمر وقايع برايشان مکشوف ميافتد و في البداهه در آن شعري ميسرايند. بگذريم از اين که انصافاً عنوان دقيق و تخصصي و در عين حال جهانشمول کتاب هم (هر چند با محتواي آن چندان مربوط نباشد)، هيچ شباهتي به تيترهاي عامهپسند نشريات زرد ندارد. نه اينکه در غرب از دقت در انتخاب عناوين کتابها و مقالات خبري نيست، لکن همهاش آني نيست که مينمايند. طرفه آن که اين حضرت اجل همچو شيري در باديه بسي بر خود مفتخر و مبتهج بود که بر کرسياي تکيه کردهاست که روزگاري ميزبان هانري کربن بوده است در انجمن دوستي ايران و فرانسه. اين يکي شيري است کآدم ميخورد. <!--[if !supportLists]-->6- <!--[endif]-->و اما بشنويد حکايت فتوحات نه مکيه که لابد اصفهانيه<!--[if !supportFootnotes]-->[8]<!--[endif]--> اين آخرين شواليه ملکه بريتانيا را (پس از عبد البهاء و سلمان رشدي) در باب اسلام. آقاي فولتز مينويسد<!--[if !supportFootnotes]-->[9]<!--[endif]-->: «رغم أن محمد لم يکن له فيما يبدو أي اتصال مباشر مع أية جماعة دينية ايرانية إلا أن الأفکار الإيرانية کانت جزءاً من الثقافة العربية مسبقاً حتي أن بعضاً منها مذکور في القرآن نفسه. فالاعتقاد الإسلامي بالجنة والنار والحساب الختامي ... وجسر الموت(؟) والميل للاعتقاد بالصراع الأخير بين الخير والشر ومجيئ المسيح المخلص وانتصار الخير في نهاية الزمان بالإضافة إلي الطقوس المتعلقة بالطهارة کلها يعتقد بأنها من أصول ايرانية. کما أن الصلوات اليومية الخمس التي أصبحت التعبير الأکثر وضوحاً عن التقوي الإسلامية تشبه شعائر زرادشتية قديمة. وهنالک القصة الإسلامية الشهيرة التي تتحدث عن الرحلة الليلية الإعجازية المعراج التي قام بها محمد إلي السماء إذ إنها تشبه حکاية فارسية قديمة هي حکاية آردا فيراز... والاعتقاد الإسلامي بأن مقتل السيد المسيح علي الصليب ليس إلا عملية ظاهرية مستمد من المانوية إلي جانب فرض الزکاة الإسلامي. کما أن الملاکين هاروت وماروت المذکورين في القرآن يشبهان هارفاتات وأميرتات الزرادشتيين. وأخيراً فاللغة القرآنية العربية نفسها تتضمن عدداً من الکلمات الفارسية الدخيلة» (ص 146-147) وي در ادامه داستان با توضيحي در باب گرايش ويژه محرومان و فقرا به محمد(ص)، ميافزايد: « من قاعدته الجديدة في يثرب تمکن النبي و أصحابه من شن غارات علي قوافل مکة التجارية و بناء قوتهم الإقتصادية ... إذ يمکننا قراءة فعل الضعفاء التقليدي للأقوياء الذي يدعي بالعربية إسلام.» <!--[if !supportLists]-->7- <!--[endif]-->چشم اولياي امور روشن به اين مژده که آقاي فولتز علاوه بر سفرها و سخنرانيها و مصاحبههاي مکرر در نشريات، خبرگزاريها و مجامع ايران و انتشار و ترجمه آثارشان<!--[if !supportFootnotes]-->[10]<!--[endif]--> اخيراً بر اساس مذاکرات و تصميمات رايزني فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران در کانادا در حال تصاحب کرسي جديد التأسيس ايرانشناسي در دانشگاه کنکورديا هستند. متن خبر را از سايت رسمي رايزني ميآورم (انواع اغلاط ويرايشي و نگارشي عيناً نقل ميشود): « ديدار رايزن فرهنگي سفارت ج. ا. ايران در اتاوا با پروفسور فولتز در محل سفارت (June 22, 2007): طي جلسه اي که در مورخ 29/3/86 بمنظور پيگيري توافقات قبلي در مورد راه اندازي بخش ايران شناسي(با رويکرد تاريخي) و نيز بررسي امکان تاسيس کرسي زبان فارسي، در آستانه سفر آقاي پروفسور فولتس به ايران(به منظور شرکت در سمينار «روابط روشنفکري و نوسازي انديشه ديني در ايران و هندِ مسلمان طي دوران جديد/ قرون 15 تا 19 ميلادي») انجام شد، نسبت به راه اندازي قريب الوقوع بخش ايران شناسي و نيز متعاقبا کرسي زبان فارسي(در سال آينده) در دانشگاه کنکورديا توافق بعمل آمد. نامبرده که نويسنده کتاب ارزشمند «دين هاي جاده ابريشم» (اخيرا به فارسي ترجمه گرديد) بوده و به زبان فارسي مسلط مي باشد، طي اين ملاقات علاوه بر توافقات کاري مذکور طي سخناني به عدم شناخت کافي در غرب نسبت به فرهنگ و تاريخ اسلام و کشورهاي اسلامي، بعنوان يکي از مهمترين علل اشتباهات پي در پي آنان در مواجهه با جهان اسلام اشاره نمود. [جل الخالق !!] در اين رابطه (و با توجه به تقاضاي نامبرده) به نسبت به همکاري در تاسيس اين کرسي هاي از طريق مشارکت در تامين کتب و منابع کتابخانه اي قول مساعد داده شد. همچنين با توجه به برگزاري سمينار بين المللي سالانه «انجمن بين المللي مطالعات خاورميانه» در شهر مونترال (آبان ماه/ نوامبر) نظر به مسئوليت و مشارکت وي در سازماندهي و برنامه هاي اين سمينار؛ زمينه هاي شرکت متناسب طرف ايراني مورد بررسي قرار گرفت.
لازم به ذكر است كه تاكنون تعدادي از آثار آقاي فولتز در اين وب سايت معرفي شده اند. براي اطلاعات بيشتر در مورد وي اينجا را كليك كنيد.»<!--[if !supportFootnotes]-->[11]<!--[endif]--> گويا اين وبسايت تريبون رسمي و ويترين آثار آقاي فولتز است. لينکها را ببينيد. <!--[if !supportEndnotes]--> <!--[endif]--> <!--[if !supportFootnotes]-->[1]<!--[endif]--> نقد و معرفي کتاب در منابع ذيل آمده است: • Michel Desjardins, in Religiologiques (2006) • Fereydun Vahman, in Iran and the Caucasus 9/1 (2005) • Burzine K. Waghmar, in Iranian Studies 38/3 (2005) • Jorunn Buckley, in Journal of the American Academy of Religion 73/3 (2005) • Omid Safi, in Middle East Studies Association Bulletin 39/1 (2005) • Hal W. French, in Interreligious Insight 3/2 (2005) • Sajjad H. Rizvi, in Muslim World Book Review 25/4 (2005) • Rachel Simon, in Association of Jewish Libraries Newsletter 24/3 (2005) • Iain S. Palin, in The Baha’i Journal 21/5 (2005) • Phillip Sinitiere, in Journal of Assyrian Academic Studies 18/2 (2004) • Colleen Duggan, in Academia: an online magazine and resource for academic librarians (September 2004) • Fariborz Rahnamoon, in Iran Zamin 4/3 (2004) (In Persian and in English) • Dale Bishop, in The Muslim World 94/3 (2004) • in One Country (April-June 2004) • Glenn Masuchika, in Library Journal (April 15, 2004) • Chris Jones, in Publishers Weekly (February 9, 2004) • in International Review of Biblical Studies 50 (2004)
<!--[if !supportFootnotes]-->[2]<!--[endif]--> عناوين هفتگانه برگزيده دور اول ( انتخاب شده از آثاري درباره ايران و ترکيه) چنين است ( دور بعدي اين پروژه درباره هند و اروپاي شرقي است): 1. Shiva Balaghi and Lynn Gumpert: Picturing Iran - Art, Society and Revolution, edited from Persian into Arabic by Arab Scientific Publishers 2. Richard Foltz: Spirituality in the Land of the Noble, from Persian into Arabic by Arab Scientific Publishers 3. Elif Shafak: The Flea Palace, from Turkish into Arabic by Cadmus Publishers 4. Ayfer Tunc: Mom and Dad will Pay You a Visit at their Convenience, from Turkish into Arabic by Cadmus Publishers 5. Sephr Zabih: The Mossadegh Era, from Persian into Arabic by Cadmus Publishers 6. Joya Blondel Saad: The Image of the Arabs in Modern Persian Literature, from Persian into Arabic by Cadmus Publishers 7. Josef Wiessehofer: Ancient Persia, from Persian into Arabic by Cadmus Publishers
<!--[if !supportFootnotes]-->[3]<!--[endif]--> گزارشها را ميتوانيد در نشاني http://www.npage.org/article42.html بيابيد. ازجمله «آنچه اعراب ميخوانند» به عربي و انگليسي: "What Arabs Read" readership report in Arabic "What Arabs Read" readership report in English <!--[if !supportFootnotes]-->[4]<!--[endif]--> همسربهايي ايشان، خانم وندي علاوه بر سابقه کار در ديگر ناشر بزرگ بهايي يعني جرج رونالد (George Ronald, Publisher)، هم اکنون سمتهاي بسياري در انواع مختلف تراستها و بنگاههاي تجاري – تبليغي بهاييت دارد. در وبسايت آقاي مومن (http://www.northill.demon.co.uk)چنين آمده است: "We are both Baha'is and we have put together some introductory information about the Baha'i Faith if you would like to look at that. Wendi is a free-lance editor and publisher, working primarily with George Ronald, Publisher. She is also a soroptimist, chairman of the governing Board of the European Baha'i Business Forum, a trustee of the Multifaith Centre at the University of Derby, the chairman of the One World Trust, chairman of the executive board of the Bedford Council of Faiths, a member of the audit committee of the Bedfordshire Pilgrims Housing Association and a magistrate. Moojan is interested in the academic study of religion and, in particular, of the Baha'i Faith. " <!--[if !supportFootnotes]-->[5]<!--[endif]--> "Introduction to Shi'i Islam" (Yale University Press, 1985) <!--[if !supportFootnotes]-->[6]<!--[endif]--> "Finally there is the Baha'i faith, a distinctly modern religious tradition whose universalizing approach exceeds, and indeed attempts to subsume, all of its predecessors. Nothing evokes the Iranian origins of this now global religion more vividly than a visit to the beautiful Persian gardens surrounding Baha'i shrines of Acre and Haifa in Israel."
<!--[if !supportFootnotes]-->[7]<!--[endif]--> Professional musician: 1978-86 (self-produced CD released 2002).
<!--[if !supportFootnotes]-->[8]<!--[endif]--> نه چندان از باب جفنگ قافيه و تنگي شاعر، چه اين که آقاي فولتز با استناد به ضرب المثلي فارسي خود را اصفهاني و ايراني دانسته است. همسر هنرمند (گويا عکاس و نقاش )ايشان خانم آفروديت ديزيري نواب (APHRODITE DÉSIRÉE NAVAB) اصالتاً اصفهاني (جلفا؟) بوده و در مأموريتهاي آقاي فولتز ( و البته تصادفي و بدون هيچ ارتباطي با پدر سوروس که اخيراً عمده فعاليتهايش را در آسياي ميانه متمرکز کردهاست) به آسياي ميانه، با فارسي زبانان به نيکويي و رواني سخن ميگفتهاند. خانم نواب نويسنده مدخل آنتوان سوروگوين SEVRUGUIN, ANTOIN) )(عکاس مشهور ارمني ايراني دربار قاجار) در دائرةالمعارف ايرانيکاست و اخيراً هم مقالهاي درباره عکسهاي شيرين نشاط به اين نشاني نوشتهاست : " Unsaying Life Stories: The Self-Representational Art of Shirin Neshat and Ghazel ", Journal of Aesthetic Education, Vol. 41, No. 2, Summer 2007 <!--[if !supportFootnotes]-->[9]<!--[endif]--> دسترسي به متن انگليسي ميسر نشد و بهتر ديدم که ترجمه به فارسي را هم نياورم.
<!--[if !supportFootnotes]-->[10]<!--[endif]--> «دينهاي جاده ابريشم»، ريچارد فولتز، ترجمه ع پاشايي، تهران، انتشارات فراروان، 1385 – معرفي مفصل کتاب - نه در سايت ناشر که - در سايت رايزني فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران در کانادا آمده است به اين نشاني: http://www.farhangeiran.com/Silk-Road-June2007.htm
ارسال شده توسط سيد محسن موسوى در تاريخ جمعه 30 شهريور 1386 ساعت 3:44 بعدازظهر (تعداد نظرات : ۲)
پيرو يادداشت جناب استاد انصاري در خصوص کتاب منسوب به محمد بن يعقوب الکليني تحت عنوان «خصائص يوم الغدير»، به نظر ميرسد مستند مرحوم محقق طباطبائي هم همچون مرحوم آقا بزرگ تهراني، سخنان صاحب خصائص الفاطمية و نيز البلدالأمين باشد. در الذريعة (ج 7 - ص 173) چنين آمده است:
ارسال شده توسط سيد محسن موسوى در تاريخ سه شنبه 26 تير 1386 ساعت 12:58 بعدازظهر (نظر بدهید)
رسالهاي که جناب استاد صدرايي چندي پيش ضمن یادداشتي از آن سخن گفتهاند،علي الظاهر اثري است از أبوالعباس الفضل بن حاتم النيريزي (310ه/922-923م) [1]که نسخهاي از آن در مجموعهاي حاوي 8 رساله به شماره 2031 در فهرست کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران (ج8-ص652)به قلم مرحوم دانشپژوه توصيف شدهاست. [1]نگر: معجم المؤلفين - عمر كحالة - ج 8 - ص 66؛ ابن النديم : الفهرست 1 : 279 ؛ القفطي : تاريخ الحكماء 254 ؛ حاجيخليفة : كشف الظنون 1594 ؛ طوقان : تراث العرب العلمي 206 ، 207 ؛ الزركلي : الأعلام 5 : 352 ؛ بروکلمان، تاريخ الأدب العربي، الجزء الرابع، ص 182 Sezgin, GAS v, 283; vi, 191-2; vii, 156, 268-9 - - Encyclopaedia of Islam [VII:1050a],Al-Nayrizi - IRANICA :FAZLNAYRIZI, ABUL 'ABBAS b. Hatam در مشخصات نسخه چنين آمدهاست: 14س5/6*5/12، 496گ 12*20، کاغذ سپاهاني – جلد تيماج حنايي ضربي مقوايي.
آغاز: مقالة النيريزي في حوادث القرانات. من کلام أبي العباس الفضل بن حاتم النيريزي في القرانات والکسوفات الدالة علي الفتن والحروب وما تدل عليه إلي آخر سنة 600 للهجرة وما بعدها. قال أبوالعباس النيريزي إن الذي حداني علي استخراج ما دونته في هذه المقالة ..... هو امتثال أمر مولانا المکتفي بالله أميرالمؤمنين أبي محمد علي ابن المعتضد بالله أميرالمؤمنين اطال الله بقائه وعزه فنقول...
انجام: إلي تمام سنة 600 للهجرة والحمد لله رب العالمين. استفتاج کلام الفضل بن حاتم النيريزي رحمه الله فيما تقدم له من القرانات و تحاويل السنين (458ر) ... ظفر في غزوات بجنود و جيوش کمل القول بحمد الله ومنه. شايد خالي از فايده نباشد متني را که اغلب سايتهاي مربوط به نيريز (همچونneyriz.edu.blogfa.com)در ترجمه فضل بن حاتم نيريزي – بدون ذکر مصدر اصلي و نويسنده اين متن - آوردهاند، نقل شود:
ابوالعباس فضل بن حاتم نيريزي ، ستاره شناس و رياضي دان نامدار ايراني در سده سوم و اوايل سده چهارم ه.ق مي زيسته است . او در نيريز ولادت يافت . تاريخ تولد وي دانسته نيست . اما با توجه به شرح احوال و تاريخ وفاتش ميبايست در نيمه اول سده سوم ه.ق زاده شده باشد . تحصيلات مقدماتي را در زادگاهش فرا گرفت . پس از آن ، مقارن با حكومت المعتضد بالله ( حكومت 279-289 ه.ق ) شانزدهمين خليفه عباسي به بغداد مهاجرت كرد . شايان ذكر است كه اولين حوزه علمي اسلامي در بغداد تأسيس شد و نهضت علمي اسلامي در اين شهر در زمان منصور ، ابو جعفر عبدالله ( حكومت 198-218 ه.ق ) به اوج خود رسيد سده سوم ه.ق كه ابو العباس نيريزي به بغداد هجرت كرد ، عصر طلايي علوم در بغداد محسوب مي شد . فضل بن حاتم ظاهراً تا اواخر دوره مكتفي بالله ( حكومت 289-295 ه.ق) هفدهمين خليفه عباسي در بغداد بود.
ارسال شده توسط سيد محسن موسوى در تاريخ دوشنبه 24 ارديبهشت 1386 ساعت 1:16 بعدازظهر (تعداد نظرات : ۱)
پس از جستجو و یادداشتي که از احوال ميرزا باقر بواناتي آوردم، فاضل محترم جناب آقاي صدرايي خويي فرمودند که خوب است باقي اطلاعات مربوط به بواناتي هم در اينجا بيايد، شايد که به کار کسي آيد و گوشهاي از تاريخ را روشنتر کند. از گوشه و کنار گزارشهايي متفاوت و احياناً ضد و نقيض درباره بواناتي هست که تنقيح و تنظيم آنها فراغتي ميخواهد. برخي بواناتي را مسلمان دو آتشه و مجاهد في سبيل الله خوانده و برخي او را مدعي نبوت و شريعتي التقاطي دانستهاند و برخي هم – همچون حاجي پيرزاده در سفرنامهاش- او را عليرغم جد و جهد در دعوت به اسلام، بي مبالات نسبت به ظواهر شريعت توصيف کردهاند. از اين ميان تشکيک در نسبت تفسير الحديث به محمد عزت دروزة جالب است که احتمال دادهاند همان تفسيري باشد که بواناتي به ترتيب نزول آیات تأليف کرده (به نظر استاد ايرج افشار، بواناتي احتمالا نويسنده مفتاح الفرقان في ترتيب سورالقرآن نيز بوده باشد که نسخة خطي آن در کتابخانه براون موجود است - فهرست توصيفي نسخه هاي خطي شرقي متعلق به ادوارد براون فقيد ص 292)و فرزندش محمد ميرزا الباقرسردبير مجله البلاغ در بيروت - که از قضا از نزديکان و دوستان دروزه هم بوده – در پی چاپ اين تفسير بودهاست. خلاصه آنچه در ادامه اين يادداشت ميآيد، قطعاتي است که احياناً در چينش پازلي از چهره "اين ايراني عجيب" – به تعبير مرحوم عبدالحسين نوايي- به کار آيد.
ارسال شده توسط سيد محسن موسوى در تاريخ يكشنبه 23 ارديبهشت 1386 ساعت 9:29 بعدازظهر (نظر بدهید)
![]() |
به نظر ميرسد صدرالإسلام خويي به خطا مشخصات «ميرزا محمدباقر همداني اصفهاني» را که از مشايخ شيخيه بودهاست، در اين موضع آوردهباشد.(نک: بامداد، مهدي؛ «تاريخ رجال ايران»، جلد ششم،کتابفروشي زوار، تهران، 1353:ص209 )
صاحب مرآتالشرق در ادامه ميگويد:
« وكتب المترجم في لندن رسالة بلغة الإنجليزية في إثبات أنّ القرآن هداية للبشر وفيه تأمين صلاحه وسعادته ورفاهه في الدين والدنيا إلى يوم القيامة وسمّاها «محمّد سوُيس»، «الدعوة المحمدية»، وطبعت في لندن بلافاصلة»
ظاهراً اثري که صدرالإسلام خويي از آن نامبردهاست، همان منظومه 366 بيتي«شميسة لندنية» است که در سال 1882 ميلادي در لندن به چاپ رسيدهاست و از آنجا که يکي از عبارات مندرج در طرح جلد «The voice of muhammad» است، ظاهراً اين عنوان در نقل به معنی به «Muhammad’s voice» - «محمدس وويس» -و در ترجمه به عربي به «الدعوة المحمدية» تغيير يافتهاست. (جالب اينکه در مرکز همين طرح عبارت«Islamo Christianity» آمده که بنابر گزارش مآخذ، عنواني است که بواناتي براي دين خودساخته خويش برگزيده و با اين کتاب، عالميان را به پيروی ميخواندهاست ! ). ادوارد براون در تاريخ مطبوعات ايران ضمن نقل و ترجمه ابياتي از اين اثر، عنوان را به «Little sun of london» ترجمه کردهاست.
مشخصات اين اثر را مرحوم مشار چنين آوردهاست:
شميسه لندنية(شعر با ترجمه انگليسي)،لندن، 1882(1300 هجري)
و در فهرست British Library به اين صورت ضبط شدهاست:
Bavanati, Muhammad Baqir (d. 1893)
»Shumaysat landaniyah, tatba`uha Sudayrat nasutiyah,Inshadhuma al-Mirza Muhammad Baqir al-Bawanati, al-mulaqqab bi Ibrahim Jan Mu`attar«
Persian, 72 p,14 cm,
بر اساس اطلاعات فهرستگان مشترک نسخ خطي، از اين کتا