آخرین نوشته ها
لینک های روزانه
آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۳۱۵٫۵۶۳ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۲ نفر
تعداد یادداشت ها : ۱۸
بازدید از این یادداشت : ۱۴٫۸۴۳

پر بازدیدترین یادداشت ها :

آنچه ذیلاً می‌آید، گزارش کوتاهی است از مقاله پروفسور اشمیتکه که ترجمه کامل متن و پیوست‌های آن به‌خواست خداوند در مجموعه مقالات یادنامه محقق فقید، علامه سید عبدالعزیز طباطبائی رضوان الله تعالی علیه منتشر می‌شود. نشانی متن اصلی مقاله (که ظاهراً هنوز منتشر نشده) چنین است:

“The doctrinal views of the Banu l-‘Awd (early 8th /14th century): an analysis of ms Arab. f. 64 (Bodleian Library, Oxford).” Le shi’isme imamite. 40 ans apres. Melanges islamologiques offerts a Etan Kohlberg. Eds. Mohammad Ali Amir-Moezzi, Meir Bar-Asher, Simon Hopkins. Brepols: Bibliotheque de l’Ecole des Hautes Etudes, 2008, pp. 357-382 (in press).

از آقایان عماد هلالی و ناجی اصفهانی و نیز مؤلف محترم که دسترسی به متن مقاله را میسر نمودند، سپاسگزارم.

********************

آراء عقیدتی خاندان بنی‌العود

(ابتدای قرن هشتم هجری/ چهاردهم میلادی)

تحلیلی از دستنویس Arab. F. 64 (کتابخانه بادلیان، آکسفورد)

زابینه اشمیتکه

ترجمه سید محسن موسوی اصفهانی

قبول اندیشه معتزلی در میان تشیع امامی با ابوجعفر ابن قبة الرازی (د. در ری پیش از 319) آغاز می‌شود و در نیمه دوم قرن، بنی نوبخت به‌ویژه اسماعیل بن علی نوبختی (د.311) و حسن بن موسی نوبختی (د. بین 300 و 310)، از آنجا که هیچ‌یک از مکتوبات کلامی آنها باقی‌نمانده است، آموزه‌هایشان را تنها می‌توان از طریق آثار شیعیان دوازده امامی متأخر بازیابی نمود. نخستین عالم امامی تحت تأثیر معتزله که آثارش نسبتاً برجای‌مانده، شیخ مفید (د. 413) است. او از آراء سنتی کلامی استادش ابوجعفر ابن بابویه (د. 381) فاصله گرفت و عمده معتقدات ابوالقاسم الکعبی البلخی (د. 319)، متکلم برجسته مکتب بغداد را اختیار نمود.

شاگرد مفید، الشریف المرتضی (د. 436) با استادش در ترجیح بغدادیان مشارکت ننمود. مرتضی به‌عنوان شاگرد عبدالجبار بن احمد الهمذانی (د. 415) - که رئیس مکتب معتزلی ابوهاشم جبائی (د. 321) بود-تعالیم این مکتب را که بهشمیه نامیده می‌شود، پیروی کرد. عقاید بهشمیه در میان نسل‌های بعدی شیعه دوازده‌امامی رایج ماند، آن گونه که مصداق این امر فی‌المثل شاگرد مرتضی، شیخ الطائفة ابوجعفر الطوسی (د. 459) بود. با شریف مرتضی، خط تمایز میان کلام معتزلی و عقاید امامی واپسین شکل خود را یافت. مقارن با اواخر قرن ششم، تعالیم ابوالحسین بصری (د. 436) شروع به تأثیر بر اندیشه کلامی شیعه دوازده‌امامی نمود. هیچ یک از آثار کلامی او برجای نمانده‌است، به جز سه پاره گران‌بها از تصفح الأدلة او که در مجموعه آبراهام فیرکوویچ در سنت‌ پترزبورگ یافته شده و مقدمتاً در آن به پرسش‌هایی درباب صفات علم و قدرت الهی پرداخته است. آثار پیرو متأخر او، رکن‌الدین محمود بن الملاحمی الخوارزمی (د. 536)، کسی که حدود یک قرن پس از وی می‌زیسته است؛ منبع اصلی بازسازی نظریه ابوالحسین را شکل می‌دهد. این آثار عبارت‌اند از: کتاب المعتمد فی أصول الدین او، جزء نخست از کتابی که گزیده‌ای تفسیری از تصفح الأدلة ابوالحسین بصری است و بخشی از آن برجای‌مانده‌است، کتاب الفائق فی أصول الدین او، خلاصه‌ای از کتاب المعتمد و کتاب تحفة المتکلمین فی الرد علی الفلاسفة او که نسخه‌ای از آن به‌تازگی یافت‌شده‌است.

سدیدالدین محمود بن علی بن الحسن الحمصی الرازی (د. پس از 600)، نخستین مؤلف امامی شناخته‌شده‌ای است که نظریات ابوالحسین بصری را پذیرفته است. تأثیر تعالیم ابوالحسین بصری بر اندیشه کلامی امامیه، طی قرون بعدی ادامه‌یافت. علاوه بر این، آمیختگی کلام و فلسفه از قرن هفتم به بعد برای متکلمان امامی به شکل یک قانون درآمد. این نصیرالدین طوسی (د. 672) بود که نخستین بار در رساله‌های کلامی‌اش، مباحثات کلامی را با اصطلاحات، روش و سبک فلسفی درهم‌آمیخت و تعدادی از مفاهیم فلسفی سازگار با نظریه کلامی را پذیرفت. در این امر، عمده متکلمان متأخر امامیه از وی پیروی نمودند؛ کسانی همچون میثم بن میثم البحرانی (د. 699)، حسن بن یوسف بن المطهر الحلی (د. 726) و الفاضل المقداد السیوری (د. 826).

یک استثنای شایان توجه در این روند، خاندانی از عالمان موسوم به بنی‌العود است که در نیمه اول قرن هشتم، در حله – که در آن زمان یکی از مراکز تعلیمی شیعه دوازده‌امامی بوده – ظهور کرده‌اند. آنها اکیداً از کاربرد اصطلاحات و مفاهیم فلسفی - حتی اگر با مواضع جزمی‌شان نیز سازگار بود - احتراز کرده و در مجموع، از مواضع عقیدتی ابوالحسین بصری و ابن الملاحمی حمایت می‌نمودند. مجموعه‌ای دستنویس که توسط أحمد بن شرف‌الدین العودی از 6 شعبان 740 تا 24 ذوالحجة 742 کتابت شده‌، در کتابخانه بادلیان در آکسفورد نگهداری می‌شود (Ms. Arab. F. 64). این دستنویس که به‌شدت رطوبت دیده و بخشی از آن ناخوانا است، دارای 133 برگ (11.93 x 16.50 cm) بوده و شامل تعدادی رساله‌های کلامی و شمار اندکی آثار فقهی است. علاوه بر این، این مجموعه شامل برخی نوشته‌ها به قلم اعضای مختلف این خاندان است. این رساله‌ها عبارت‌اند از: یک فتوی اثر شرف‌الدین أبوعبدالله الحسین بن أبی القاسم بن محمد العودی الأسدی الحلی درباره جایگاه شخص معتقد به این نظریه که معدوم شیئی ثابت است (رساله ش. 9)، در پاسخ به فتوایی متقدم از دانشمند معاصر و احتمالاً سالمندتر از شرف‌الدین یعنی محقق حلی (د. 676) درباره همین موضوع که در همین مجموعه هم آمده است (رساله ش. 8)؛ همچنین رساله اعتقادی مختصری از شرف‌الدین (رساله ش. 11)؛ رساله کلامی منظوم از یکی از فرزندان شرف‌الدین به نام شهاب الدین اسماعیل (رساله ش. 15) و اعتقادنامه مختصری از احمد، فرزند دیگر شرف‌الدین که کاتب مجموعه هم اوست (رساله ش. 16).

این رساله‌ها به رغم اختصارشان بیانگر این امر هستند که شرف‌الدین و فرزندانش، با دیدگاه‌های اعتقادی ابوالحسین بصری و مکتب او - جز در برخی موارد استثنا-، هم‌رأی بودند. خاندان العودی، در باب صفات ذاتی خداوند و ارتباطشان با ذات او، مدعی اند که قدرت، علم، حیات و هستی خداوند به سبب ذات اوست (لنفسه / لذاته) (برگ‌های 105a، 120a). این رأی با موضع ابوالحسین بصری موافق است که نظریه احوال بهشمیه را مورد نقد قرارداده بود. خاندان العودی علاوه بر این، ادراک خداوند را به علم او ارجاع می‌دهند. این دیدگاه، رأی معتزلیان بغداد بود و گزارش شده‌است که ابوالحسین بصری هم استدلالی را در حمایت از موضع آنها ترتیب‌داده است. شهاب‌الدین در ارجوزه خویش به این پرسش نیز پرداخته است که چگونه دانسته می‌شود که آدمی [خود] پدیدآورنده اعمال خویش است؟ او مدعی است که این علم ضروری است: از آنجا که شخص ممکن است به خاطر اعمالش مورد ستایش یا سرزنش قرارگیرد، پس او بالضروره باید پدیدآورنده اعمال خویش باشد. وگرنه، ستایش و سرزنش نادرست خواهدبود. این رأی، مشابه دیدگاه ابوالحسین بصری و پیروان اوست.

خاندان العودی در برهان‌شان در باب اثبات وجود خالق از ابوالحسین بصری پیروی ننموده‌اند. شرف‌الدین در فتوایش درباره معتقد به شیئیت معدوم، باز هم پیرو ابوالحسین بصری به‌نظر می‌رسد. ابوالحسین بصری و پیروانش واقعیت داشتن معدوم را نپذیرفته‌اند. برای آنان، "ثابت بودن" مرادف "موجود بودن" است و بنابر این، واقعیت یک شیئ با وجودش هم‌ارز است. فتاوی محقق حلی و شرف‌الدین (شماره‌های 8 و 9) در پاسخ به این پرسش است که اگر کسی معتقد به این نظریه باشد که معدوم شیئی ثابت است، آیا کافر است یا فاسق؟ و این که آیا شایسته دریافت زکات است یا نه و آیا کسی که صدقه را به وی می‌رساند مبراست یا نه. این دو دانشمند در رد این موضع با یکدیگر موافقند و در عین حال در تلقی حکم فقهی شخص معتقد به این نظریه، به نتایج متفاوتی می‌رسند. محقق حلی بر اثبات این که نظریه شیئیت معدوم، موجد محدودیتی ناروا بر صفات الوهی علم و قدرت مطلق بوده و بنابر این می‌بایست کفر تلقی شود؛ دو ایراد را مطرح می‌کند. شرف‌الدین در فتوای متقابلش، محقق حلی را به جهت عدم دقت در طرح نظریه بهشمیه، تخطئه می‌نماید و با اشاره به نقاط ضعف و اشتباهات در تعالیم معتقدان به شیئیت معدوم، به تصحیح آنها می‌پردازد.

ادامه بحث از این که آیا معدوم، شیئ است یا خیر، در میان تشیع دوازده‌امامی در قرن هشتم مفقود شده‌است، به این دلیل که برای عمده متکلمان امامی از دوره نصیرالدین طوسی به بعد، مفهوم فلسفی ذات (ماهیت) و وجود، جایگزین دریافت ابوالحسین بصری از وجود شده‌بود. برای مشائین و عمده متکلمان امامی از قرن هفتم به بعد، وجود عنوانی مشکک است. بنابر این، سرزنش تند شرف‌الدین نسبت به موضع بهشمیه به خصوص در برابر دیدگاه جزمی ابوالحسین بصری، نوعی خلط تاریخی (anachronistic) به‌نظر می‌رسد. از ارجوزه شهاب‌الدین العودی فرزند شرف‌الدین آشکارا بر می‌آید که رد مفهوم فلسفی وجود به جای پذیرش آن آگاهانه بوده‌است. او در این رساله به طرح آراء بهشمیه ( که آنها را مشایخ المعتزله می‌خواند)، مشائین و ابوالحسین بصری در باب مسأله وجود پرداخته و به‌روشنی از دیدگاه ابوالحسین حمایت می‌نماید (برگه 115a).

این که مکتوبات مختلفی که در اینجا از آن بحث شد، در دستنویسی ظاهراً منحصر به‌فرد باقی‌مانده و به دست یکی از اعضای این خاندان کتابت شده، ملهم این امر است که بنی‌العود با امتناع مؤکدشان از پذیرش فلسفه در کلام، در عصر خودشان کاملاً استثنا بوده‌اند. جریان اصلی کلام امامی، با تأثر فزاینده از فلسفه و پس از آن با تأثیر از سنت عرفانی – همچون نمونه ابن أبی جمهور احسائی (د. پس از 906) - ادامه یافت.

به پیوست مقاله، فهرست تفصیلی و نیز پاره‌هایی گزیده از ۲۰ عنوان رساله موجود در مجموعه دستنویس کتابخانه بادلیان (آکسفورد) Arab. F. ۶۴ آمده است.

يكشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۷
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

جلالیان
۱۴ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۹:۲۹
با سلام و تشکر من در مورد میزان تأثیر پذیری متکلمان معتزلی (خاصه جبائی ها )از افکار و نظرات دانشمندان و فلاسفه یونانیان مشغول مطالعه هستم اگر امکان دارد مرا راهنمایی نمایید.
محمد
۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۴۸
سلام. به نظرم خیلی پیچیده بود!!!!